از جمله افکار احمقانه ی دیشبم این بود که این فکر اومد تو ذهنم که با کسی حرف بزنم
مشکل اینه که نه حوصله اش رو دارم نه اصلا میخوام با کسی اشنا بشم ، نه میخوام کسی رو به جای پیمان ببینم و نه میتونم
زمان امیدوارم همه چی رو حل کنه
نمیدونم الان پیمان حالش خوب یا بد ، ولی میدونم اونم حالش خوب نبوده ، اونم به خاطر دردهایی که بهش دادم عذاب میکشه برای همینم نمیتونه هیچ وقت منو ببخشه
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی ۱۴۰۳ ساعت 21:30 توسط ....
|