تا حالا اینقدر با خودم چلنج نداشتم ، دیروز قول دادم که تلاشم رو بکنم

ولی میدونی مشکل چیه

من تمام حرفاش رو تیکه به تیکه یادمه ، یادمم نیاد خوندمشون

و من همش این حس و به خودم دارم که چقدر ادم گوهی هستم ، که چقدر گند زدم ، هیچ وقت اینقدر دید منفی به خودم و شخصیتم نداشتم

علاوه بر این که بابت تک تک کارهای گذشته خودمو مقصر میدونم ، تک به تکشون هم شده عذاب چون دائما بهشون فکر میکنم ، و فکر میکنم که چقدر آشغالم چقدر عوضیم ، چقدر ذاتم کثیفه ، چقدر هرزه ام ،

دارم ترور شخصیتی میشم

تا حالا تو زندگیم اینقدر تضاد با خودم نداشتم اینقدر درگیری با خودم سر درست و نادرست بودن همه چی نداشتم ،