داشتم به تاسیان فکر میکردم
به این که دختره روز به روز داره عاشق میشه ، عاشق یه جنتلمن پوشالی
یه کسی که راهش رو داره اشتباه میره
حالا وقتی که بفهمه چیکار میکنه؟؟؟
یه دختر عاشق وابست ، که تمام ارزوش وصاله
بعد که بفهمه چیکار میکنه؟
میشه مثل پیمان ؟ بیرون میکنه ؟
می سوزونه از ریشه
یا می پذیره؟
و اصلا کدومش درست هست ، این که بپذیری همه چی پوشالی بوده ، اون ادم یه ادم دیگه اس
ولی یه کسی هست که تو رو بی نهایت دوست داره و حاضر شده هر کاری برای داشتنت بکنه؟
خیلی شبیه ماجرای من نیست شبیه اشتباهات من نیست
ولی انتخاب سختیه این که کسی رو که عاشقشی بندازیش اشغالی
خیلی اراده میخواد خیلی خیلی باید از اون ادم بی زار باشی که این کار و کنی
یا خیلی باید رو دلت پا بذاری که این کار و کنی
چون تهش دلت گولت میزنه
ولی خب پیمان ادمی بود که پا گذاشت ، شاید هم خیلی بیزار بودم ازم ، شاید هم خیلی محکم بود
من اگر بودم احتمالا با تمام اتفاقا می پذیرفتمش ، چون دلم برام مهمه ،
اما کسی که براش اصولش مهم باشه ، قطعا مینندازه سطل آشغال
حالا بعدش میشه این که اینقدر محکم باشی که رو تصیمیمت بمونی ، و هی برنگردی به قبل
این میشه قسمت بیزاری هر چقدر بیزار تر و متنفرتر ، این قسمت موفق تر خواهی بود
کاری اون کرد ،