از عجایب این جماعت بگم که

امروز ازم پرسید پیتزا میخوری سفارش بدم گفتم اره

گفت چی میخوای

چندباری گفته بودم مارگاریتا با گوجه ، ولی خوشم نیومده بود ، بیشتر به خاطر اون دختره که بار اول با هم سفارش دادیم هفته پیش هم ازم پرسید هممون پیتزا گفتم اره

امروز گفتم یه چیز جدید و کریم پنیر گارلیک گفتم

در جوابم گفت اگر تو امروز تمونش نکنی ، ما هم نمیتونیم بخوریمش و باید تموم شه

منم گفتم اگر امروز نخورم فردا میخورم ، نمیدونم منظورش چی بود این که این رو سفارش ندم یا چون اینا گارلیک نمیخورن منم نباید بخورم

کلا موجودات عجیبی هستن

راستی از عوضی بودن ننش بگم که امروز غذاهای مونده دیروز و پریروز رو بهم داد که بخورم

دیروز هم که رفتم یکم بیشتر غذا بکشم دنبالم راه افتاده بود و نذاشت دست به ظرف غذا بزنم ،

من فقط به پولش فکر میکنم به این که این یکم پول چقدر میتونه تو زندگیم تاثیر بذاره نه به رفتار گوهی اینا

نه این که هر شب بستنی میخورن و یه بار هم به من نگفتن نه این که غذاهای مونده شون رو به من میدن ، و نه این که زورش میاد برای من چیزی نگه داره

نه اینا مهم نیست

اینا هیچ کدوم مهم نیست ،