قبلا فلش بک هام مربوط به ... و روزهای با اون بودن بود

الان شده خانواده ام

داشتم به اخر هفته هایی فکر میکردم که بابا ما رو میبرد فشم تو باغ ، خیلی کوچیک بودم شاید 30 سال پیش

اخر هفته هایی که با کباب خوردن میگذشت

یا مسافرت های شمالی که با خواهرم و بچه ها میرفتیم

وسط خوندن به این فکر کردم که واقعا می ارزه این همه سختی ؟ الان داشتم پیش مامانم صبحانه میخوردم و رفته بودم نون بخرم با خامه

دیگه نه خبری از اضافه وزن بود ، نه خبری از کلسترول ، نه تنهایی ، فقط دیگه پ... وجود نداشت