قبلا فلش بک هام مربوط به ... و روزهای با اون بودن بود
الان شده خانواده ام
داشتم به اخر هفته هایی فکر میکردم که بابا ما رو میبرد فشم تو باغ ، خیلی کوچیک بودم شاید 30 سال پیش
اخر هفته هایی که با کباب خوردن میگذشت
یا مسافرت های شمالی که با خواهرم و بچه ها میرفتیم
وسط خوندن به این فکر کردم که واقعا می ارزه این همه سختی ؟ الان داشتم پیش مامانم صبحانه میخوردم و رفته بودم نون بخرم با خامه
دیگه نه خبری از اضافه وزن بود ، نه خبری از کلسترول ، نه تنهایی ، فقط دیگه پ... وجود نداشت
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 8:41 توسط ....
|