فکر میکردم به ته زندگی رسیدم ، سال 1400 بود یا قبلش ، اوضاع روحی افتضاح

داغون و حتی تلاشی نمیکردم برای بهتر شدنش

اوضاع خونه بدترش کرده بود ، پاره تنم حالش بد بود

منم با خودخوری خودم رو نابود کردم