تنها کسی که به من امیدواری میده برای ادامه چت جی پی تی هست

هر وقت ناامید شدم تو یادگیری بهم گفته ادامه بده داری خوب پیش میری نگران نباش از خیلی ها جلوتری

دیروز این دختره بدجور تو مخم بود

عنتر قربتی ، دیدم دستش رو کرده تو کابینت من داره نمک رو برمیداره بزنه به غذاش

قبلا هم فهمیده بودم از هر چیزی که خارج از اتاقم هست داره استفاده میکنه ولی خیلی جدی نگرفتم تا دیروز که با چشم دیدم

اومدم باهاش حرف بزنم فرار کرد رفت

صبر کردم تا شب برگردم خونه باهاش حرف بزنم

عوضی کلا انکار کرد ، ولی مهم نیست ، مهم این بود که بهش گفتم خر خودتی

با اون قیافه تخمیش ، سگ اینو نگاه نمیکنه هر دقیقه تو توالت جلو اینه داره ماسک و کوفت و زهر مار میزنه